آموزش ابتدایی
ابتدایی ها بیایید اینجا
 
امام اعلام کرده بودند که از فرودگاه به بهشت زهرا خواهند رفت. ما هم انتظامات را به دو دسته تقسیم کرده بودیم که دسته ی اول انتظامات داخل بهشت زهرا و دسته ی دوم مسیر از فرودگاه تا بهشت زهرا را به عهده گرفته بودند. فرماندهی دسته ی اول با مرحوم شهید حاج صادق اسلامی و فرماندهی دسته ی دوم با آقای احمد توکلی بود و من به عنوان مسئول تدارکات، موظف بودم 75 هزار بازوبند انتظامات تهیه کنم. برای این کار با چند نفری از افراد که می توانستند این اقلام را درست بکنند تماس گرفتم تا اینکه چند نفر پیراهن دوز و مهر زن را به مدرسه ی رفاه آوردیم و پارچه و نوار به اندازه ی کافی در اختیار آنها گذاشتیم و درواقع به هر زحمتی که شده، اقلام و اتیکت های لازم را فراهم آوردیم. با این حال سیر قضایا طوری پیش رفت که همه چیز از دست انتظامات خارج شد و انتظامات اصلا مفهومی نداشت. مسئولان شاخه ها، بازوبندها را یازدهم بهمن تحویل گرفته، میان افراد توزیع کردند و ما توانستیم انتظامات سازمان یافته ای را شکل دهیم؛ البته چنان که گفته شد خود مردم انتظامات را برعهده گرفتند و نیاز چندانی به انتظامات سازمان داده شهده ی ما احساس نشد.
شب یازدهم بهمن بچه های اسکورت به منزل ما آمدند، ولی چون منزل ما گنجایش آنها را نداشت به خانه ی باجناقم در خیابان هفده شهریور رفتیم و شب را در آنجا گذراندیم. شهید محمد بروجردی رئیس اسکورت با افرادش آنجا بودند. آن شب، یک شب رویایی بود. هیچ کس تا صبح نخوابید و همه بیدار بودیم. چون فردا قرار بود مرجعمان، امام (ره) تشریف فرما شوند. فکر کنم در همه ی کشور کمتر کسی بود که آن شب خواب به چشمش بیاید. ما، در خانه ی باجناقم، مدام در حال نماز و نیایش بودیم و با خدایمان راز و نیاز می کردیم تا اینکه صبح موعود فرا رسید.
صبح زود از خواب برخواستم و ماشین بلیزر را روشن کردم و پس از خواندن «آیه الکرسی» و «وان یکاد» به سوی فرودگاه به راه افتادم. ساعت 6 به فرودگاه رسیدم. هنوز کسی نیامده بود، ولی دیدم که دو نفر پاسبان از نیروهای خودمان دم در فرودگاه ایستاده اند که آنها را مرخص کردم. چون قرار نبود آن روز کسی در آن مکان باشد. چون برای استقبال کنندگان کارت فرستاده بودیم و قرار نبود هرکسی به داخل فرودگاه راه داده شود، نیروها را دم در متمرکز کردیم. ما فرودگاه را سامان داده بودیم که کم کم مهمانهایمان هم آمدند.
روز 12 بهمن هواپیمای حامل حضرت امام در فرودگاه مهرآباد به زمین نشست. قبل از اینکه امام از داخل ترمینال بیرون بیاید، دیدم که مجاهدین خلق در میان روحانیون ایستاده اند، به همین دلیل روی پله ها رفتم و گفتم: صف اول باید روحانیون باشند. برای اینکه کارم را تکمیل کنم رفتم دست اسقف مانوکیان، خلیفه ی ارامنه را که در صف سوم بود گرفتم و به صف اول آوردم و به این ترتیب، مجاهدین خلقی ها و منافقین به صفوف دوم و سوم رفتند.
ازدحام جمعیت به گونه ای بود که مدام افراد غش می کردند و می افتادند. از افرادی که غش کرد؛ شاه حسینی از اعضای جبهه ی ملی بود. (مسئول بازار جبهه ی ملی) شلوغی به حدی بود که نه توقف امام در آن مکان کوچک میسربود و نه امکان اینکه امام را از این مکان بیرون ببریم وجود داشت. چون مردم بیرون می آمدند و نمی گداشتند امام سوار ماشین که دم در پار شده بود شوند؛ بنابراین تصمیم گرفتم امام را دوباره به باند ببریم. تا بعد ماشین را به سوی باند بیاوریم و امام همانجا سوار شوند. امام به سوی باند بازگشتند و چند دقیقه صحبت کردند و بعد فرمودند: «وعده ی ما بهشت زهرا» من هم پریدم ماشین را کنار باند آوردم. همان زمان که من ماشین (بلیزر) را می آوردم دیدم که امام و حاج سید احمد آقا سوار یک بنز شدند که مال نیروهای هوایی بود. بلافاصله رفتم و ضمن عرض ادب گفتم که آقا شما قرار است در این ماشین بنشینید. آقا فرمودند: «چه ضرورتی دارد؟» عرض کردم که این ماشین کوتاه است و جمعیت زیاد. بنابراین ما یک ماشین بلند برای شما در نظر گرفته ایم که مردم بتوانند شما را ببینند…
ما پیوسته اخبار مربوط به فرود هواپیما را از برج مراقبت می گرفتیم و با آنها در ارتباط کامل بودیم. وقتی که هواپیما به زمین نشست ابتدا قرار نبود. کسی به روی باند برود و فقط آقای مطهری رفتند و با ایشان هم (امام) پایین آمدند. بعد از آن امام به سالن کوچکی که در چند متری محوطه ی باند بود و ما آن را به زور نگه داشته بودیم، تشریف آوردند. ازدحام جمعیت به گونه ای بود که مدام افراد غش می کردند و می افتادند. از افرادی که غش کرد؛ شاه حسینی از اعضای جبهه ی ملی بود. (مسئول بازار جبهه ی ملی) شلوغی به حدی بود که نه توقف امام در آن مکان کوچک میسربود و نه امکان اینکه امام را از این مکان بیرون ببریم وجود داشت. چون مردم بیرون می آمدند و نمی گداشتند امام سوار ماشین که دم در پار شده بود شوند؛ بنابراین تصمیم گرفتم امام را دوباره به باند ببریم. تا بعد ماشین را به سوی باند بیاوریم و امام همانجا سوار شوند. امام به سوی باند بازگشتند و چند دقیقه صحبت کردند و بعد فرمودند: «وعده ی ما بهشت زهرا» من هم پریدم ماشین را کنار باند آوردم. همان زمان که من ماشین (بلیزر) را می آوردم دیدم که امام و حاج سید احمد آقا سوار یک بنز شدند که مال نیروهای هوایی بود. بلافاصله رفتم و ضمن عرض ادب گفتم که آقا شما قرار است در این ماشین بنشینید. آقا فرمودند: «چه ضرورتی دارد؟» عرض کردم که این ماشین کوتاه است و جمعیت زیاد. بنابراین ما یک ماشین بلند برای شما در نظر گرفته ایم که مردم بتوانند شما را ببینند. در همین هنگام شهید عرقی به کمکم آمدند و به امام گفتند: آقا شما تشریف بیاورید عقب این ماشین بلیزر سوار شوید؛ بنابراین امام از آن ماشین پیاده شدند و در ماشین ما نشستند.
ما قرار گذاشته بودیم در ماشین بلیزر، آیت الله مطهری در صندلی عقب کنار امام بنشیند. هاشم صباغیان هم بیسیم به دست پشت سر امام بنشیند تا اوضاع را کنترل کند. آقای مطهری وقتی که امام سوار ماشین شدند گفتند که نمی آیم و سوار نشدند و خودشان به بهشت زهرا رفتند، ولی آقای هاشم صبغیان عقب بلیزر نشسته بود. وقتی که آقا خواست سوار شود من گفتم که آقا عقب بلیزر سوار شوید. که امام فرمودند که من می خواهم جلو بنشینم. دم در ماشین، امام رو به من کردند و با اشاره به صباغیان گفتند: «به جز احمد و من کس دیگری در این ماشین نباشد» آقای صباغیان گفتند که من ماموریت دارم اما امام قبول نکردند و بلاخره فرمودند که پیاده شوید و آقای صباغیان پیاده شدند.
بعد از آنکه امام همراه احمد آقا سوار ماشین شدند به طرف بهشت زهرا به راه افتادیم. گروه اسکورت، آن چنان که سازماندهی کرده بودیم، در دو طرف ماشین قرار گرفتند و من در وسط آنها بودم. این گروه اسکورت تا دم فرودگاه کارشان طبق برنامه بود، ولی همین که به خارج از فرودگاه رسیدیم همه چیز به هم خورد. چون مردم ماشین امام را احاطه کرده بودند. بدین ترتیب اگر اسکورت ها هم بودند دیگر فایده ای نداشت.
اولین جایی که ماشین توقف کرد در میدان فرودگاه بود. مسیر باند تا میدان فرودگاه را که دویست متر بیشتر نبود به دلیل ازدحام مردم به زحمت طی کردیم. همین که در میدان متوقف شدم فهمیدم که اگر لحظه ای در حرکت تردید کنم اصلا نمی توانم امام را به بهشت زهرا برسانم. چون هرآن ازدحام جمعیت بیشتر می شد؛ بنابراین تصمیم گرفتم به هیچ وجه توقف نکنم و هرگونه توقف اجباری را بشکنم و به راه خود ادامه دهم. در طول مسیر از فرودگاه تا بهشت زهرا امام آرام در ماشین نشسته بود، در حالی که لبخند محبت آمیز بر روی لبانشان بود و مدادم به احساسات مردم با لبخند و تکان دادن دست پاسخ می دادند. در بعضی از مسیرها، امام اسم مسیر یا مکان خاصی را می پرسیدند و من جواب می دادم و…
اولین جایی که ماشین توقف کرد در میدان فرودگاه بود. مسیر باند تا میدان فرودگاه را که دویست متر بیشتر نبود به دلیل ازدحام مردم به زحمت طی کردیم. همین که در میدان متوقف شدم فهمیدم که اگر لحظه ای در حرکت تردید کنم اصلا نمی توانم امام را به بهشت زهرا برسانم. چون هرآن ازدحام جمعیت بیشتر می شد؛ بنابراین تصمیم گرفتم به هیچ وجه توقف نکنم و هرگونه توقف اجباری را بشکنم و به راه خود ادامه دهم.
در طول مسیر از فرودگاه تا بهشت زهرا امام آرام در ماشین نشسته بود، در حالی که لبخند محبت آمیز بر روی لبانشان بود و مدادم به احساسات مردم با لبخند و تکان دادن دست پاسخ می دادند. در بعضی از مسیرها، امام اسم مسیر یا مکان خاصی را می پرسیدند و من جواب می دادم. اولین جایی که امام پرسیدند میدان انقلاب بود که فرمودند اینجا کجاست و من گفتم که میدان انقلاب در حالی که قبل از آن، به آن میدان، 24 اسفند می گفتند. وقتی که به دانشگاه تهران نزدیک شدم جمعیت متراکم بود و ازدحامشان بیشتر. حضرت امام آنجا هم پرسیدند: «اینجا کجاست؟» و من گفتم که دانشگاه تهران است. ایشان فرمودند: «مگر قرار نیست ما برویم دانشگاه و پایان تحصن علما را اعلام کنیم؟» من گفتم که اکثر علما به فر.دگاه آمده بودند؛ گذشته از این، نمی شود توقف کرد و باید حرکت کنیم و ایشان موافقت کردند.
در جلوی دانشگاه تهران تراکم جمعیت به حدی بود که اصلا ماشین روی دست مردم بود و در اثر فشار مردم چپ و راست می رفت، ولی همین که یک لحظه احساس کردم ماشین از دست مردم رها شد، پدال گاز را گرفتم و حرکت کردم و به خیابان امیریه پیچیدم. یکی از نکات جالب در مسیر،  این بود که عده ای به اصطلاح مسابقه ی دوی ماراتن گذاشته بودند و من هر لحظه آنها را در کنار ماشین میدیدم. نکته ای دیگر اینکه در میدان منیریه، یکی از بچه های آن منطقه دستگیره ی ماشین را گرفته بود و مرتب قربان صدقه ی امام می رفت. و به شاه و کس و کار فحش های رکیکی میداد که من مدام نهی اش  می کردم، ولی امام میفرمود که حالتش طبیعی نیست و من یکباره ترمز کردم و دستگیره ی ماشین از دستگیره رها شد.
شیرین ترین جمله ای که من از امام شنیدم در خیابان یاد آوران-شهید رجایی- فعلی است که آن زمان منطقه ای بسیار محروم بود.
وقتی امام انجاها را با آن محرومیت دیدند رو به سید احمد آقا کردند و گفتند: (ببین احمد، من با این مردم کار دارم.) در انجا، جلوی من مینی بوس رادیو و تلویزیون بود و پشت سرم یک بنز بود. مردم فکر میکردند امام در بنز است، بنا بر این به سوی بنز هجوم می آوردند و یکبار می دیدند که ماشین حامل امام دور شده و بعد می دویدند. گاهی من خودم با اشاره به مردم میفهماندم که امام در این ماشین نشسته اند. در طول مسیر؛ چهار، پنج بار در تنگنا قرار رفتم. بعضی مواقع مردم روی ماشین می رفتند و اطراف ماشین را احاطه میکردند و باعث می شدند هوا کمتر به ماشین برسد و گرم شود. در این مواقع کولر ماشین را روشن میکردم، ولی زود میبستم چون می ترسیدم که امام سرما بخورند. یکی دو بار هم امام فرمودند که کولر را باز کنم. یکی دوبار احساس می کردم که دست هایم از شانه هایم جدا می شود و در اختیار بدنم نیست، ولی هر بار که امام میفرمودند: «آرام، آرام، اتفاقی نمیافتد»، مثل اینکه یک ظرف آب سرد به سرم می ریختند و آرام میشدم و حرکت میکردم.
در طول مسیر، هیچ جا جمعیت کم نمی شد و من تخمین میزنم که بین شش تا هشت میلیون نفر در این مسیر سی و چهار کیلو متری از امام استقبال می کردند. وقتی که به بهشت زهرا رسیدیم دیگر در آنجا مردم گاهی خودشان ماشین را حرکت می دادند و فرمان گاهی از دستم خارج می شد لحظه به لحظه تراکم جمعیت بیشتر می شد تا اینکه به نقطه ی آخری رسیدیم که امام پیاده شدند و دیگر ماشین هم خاموش شد. از قرار معلوم بچه ها هماهنگ کرده بودند که هیلی کوپتر بیاورند و در پانصد متری اخرین محل توقف بلیزر قرار دهند و در باقی مسیر، امام را با هیلی کوپتر بردند من از این مسئله خبر نداشتم که قرار است هیلی کوپتر بیاورند.
حاج سید احمد آقا در همان انتهای خیابان شهید رجایی بیهوش شده بود و بعد از مدتی به هوش آمده بود. حال من هم یک بار به هم خورده بود، ولی امام کاملا سالم و با نشاط بودند. وقتی که به بهشت زهرا رسیدیم من و حاج سید احمد آقا نشسته بودیم که امام خواستند در ماشین را باز کنند. من قبل از آن که به فرودگاه بیاییم میله ای را کار گذاشته بودم که اگر دستگیره هم باز می شد، در ماشین باز نمی شد و باید آن اهرم را فشار می دادی تا در ماشین باز شود. وقتی امام دیدند در ماشین باز نمی شود فرمودند که در ماشین را باز کنم. قرار بود معظم له به قطعه ی هفده تشریف ببرند. مردم اطراف ماشین ازدحام کرده بودند و ممکن بود اگر امام پیاده می شد، جان ایشان به خطر بیفتد؛ بنابراین در برزخ عجیبی گیر کرده بودم. از یک طرف امام با دستگیره ی ماشین ور می رفتند و اصرار می کردند که در را باز کنم و از طرف دیگر بیرون را می دیدم، ولی جرات سرکشی از دستور امام را نداشتم. آن جا متوسل به حضرت زهرا شدم که نجاتم دهد و…
حاج سید احمد آقا در همان انتهای خیابان شهید رجایی بیهوش شده بود و بعد از مدتی به هوش آمده بود. حال من هم یک بار به هم خورده بود، ولی امام کاملا سالم و با نشاط بودند. وقتی که به بهشت زهرا رسیدیم من و حاج سید احمد آقا نشسته بودیم که امام خواستند در ماشین را باز کنند. من قبل از آن که به فرودگاه بیاییم میله ای را کار گذاشته بودم که اگر دستگیره هم باز می شد، در ماشین باز نمی شد و باید آن اهرم را فشار می دادی تا در ماشین باز شود. وقتی امام دیدند در ماشین باز نمی شود فرمودند که در ماشین را باز کنم. قرار بود معظم له به قطعه ی هفده تشریف ببرند. مردم اطراف ماشین ازدحام کرده بودند و ممکن بود اگر امام پیاده می شد، جان ایشان به خطر بیفتد؛ بنابراین در برزخ عجیبی گیر کرده بودم. از یک طرف امام با دستگیره ی ماشین ور می رفتند و اصرار می کردند که در را باز کنم و از طرف دیگر بیرون را می دیدم، ولی جرات سرکشی از دستور امام را نداشتم. آن جا متوسل به حضرت زهرا شدم که نجاتم دهد. یک باره دیدم آقای علی اکبر ناطق نوری بدون عبا و عمامه روی دست مردم به طرف ماشین آمدند. من در طرف خودم را باز کردم و به او گفتم: به ایشان ( امام) بگویید بیرون نروند. ایشان رفتند و سلام علیکی با امام کرند و گفتند که چند لحظه ای منتظر بمانید تا نزدیک هلی کوپتر برویم و امام هم اصرار می کردند که زود باشید مردم را بیشتر از این در قطعه ی هفده منتظر نگذارید. در همان حال، با هماهنگی که صورت گرفت هلی کوپتر نزدیک بلیزر آمد، ولی چون ماشین خاموش خاموش شده بود، فشار مردم آن را از هلی کوپتر دور می کرد تا اینکه عده ای از جوانان، یا کریم گویان ماشین را بلند کردند و نزدیک هلی کوپتر بر زمین گذاشتند و عده ای از آشنایان هم دور ماشین حلقه زدند. آقای ناطق نوری رفتند بالای پله ی هلی کوپتر و من هم امام را بغل کردم و دستش را به دست آقای ناطق دادم و امام داخل هلی کوپتر رفت و بعد احمد آقا هم وارد شد. در آنجا یمی از جوان ها پایش را روی سینه ی من گذاشت و داخل هلی کوپتر رفت. خستگی رانندگی در مسیر متراکم و درد سینه ی آن ضربت باعث شد من بیهوش شوم و دیگر قضایا را نفهمیدم تا اینکه چشم باز کردم و دیدم برادران صالحی و دکتر عارفی -پزشک مخصوص امام- دارند به تنفس می دهند و امام هم فریاد می زدند: «من دولت تعیین می کنم؛ من توی دهن این دولت می زنم.» بعد از آن به هوش آمدم، همراه با برادرها به مدرسه ی رفاه برگشتیم تا اوضاع را مرتب کنیم و دیگر بعد از آن من در قضایا نبودم تا اینکه امام به مدرسه ی رفاه تشریف آوردند.
 
منبع : تسنیم
شنبه چهارم بهمن 1393 :: 13:24 ::  نويسنده : زکیه رحیمیان

www.bandarstudents.blogfa.com

 www.bandarstudents.blogfa.com
* برای این که دندان هایت مثل برف سفید شود .

www.bandarstudents.blogfa.com
* برای این که مزه ی غذاهای خوش مزه را بهتر بفهمی .

www.bandarstudents.blogfa.com
* برای این که میکروب های ناقلا لای دندان هایت لانه نکنند .

www.bandarstudents.blogfa.com

* برای این که دهانت مثل گل خوش بو باشد .

 

حالا بگو ببینم دوست داری مسواک بزنی یا نه ؟

 

شنبه چهارم بهمن 1393 :: 12:58 ::  نويسنده : زکیه رحیمیان

پازل-اعداد-دیجیتال-(4)

همکاران عزیز پایه دوم روش ساخت پازل اعداد دیجیتال برای آموزش فعال در تدریس ریاضی دوم ابتدایی را اینجا مشاهده نمایید .

شنبه چهارم بهمن 1393 :: 10:47 ::  نويسنده : زکیه رحیمیان
برای آموزش مفاهیمی چون محاسبات ،چهار ضلعی ها و کسر در کلاس چهارم نیاز به صفحه شطرنجی ،تخته میخی و نوارهای کسر است که میتوان ضمن دانلود این ابزارها  گرفتن پرینت در اختیار دانش آموزان قرار داد و آنها با گذاشتن طلق شفاف روی آنها از ماژیک وایت برد استفاده کنند .

دانلود

پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393 :: 9:22 ::  نويسنده : زکیه رحیمیان
پیش نویس کتاب سال چهارم دبستان

فصل اول     دانلود

فصل دوم    دانلود

فصل سوم   دانلود

دوشنبه یکم مهر 1392 :: 12:58 ::  نويسنده : زکیه رحیمیان

شنبه پانزدهم اسفند 1388 :: 14:57 ::  نويسنده : زکیه رحیمیان
سلام لطفا به وبلاگ http://www.ebtedaidaregaz.blogsky.com نيز سر بزيند

 

جمعه نهم بهمن 1388 :: 16:7 ::  نويسنده : زکیه رحیمیان

* ویژگی های عاطفی کودکان دیر آموز :

نگرش کودکان دیر آموز،به مدرسه و تحصیل معمولا منفی است.تعداد غیبت های آنان بیشتر است و در بسیاری از موارد از سوی معلم و همکلاسان خود طرد می شوند. این نگرش منفی نسبت به کودکان دیر آموز در کلاس سوم تا پنجم بیشتر است شاید به این دلیل که آنها مشکلات سازگاری بیشتر دارند. گاهی این دانش آموزان تعارض های اجتماعی خود را به شکل پرخاشگری نشان می دهند چرا که در هنگام مواجهه با بحران های بین فردی و شخصی ساز و کار های ناکارآمدی برای مقابله در پیش می گیرند.

دیر آموزان انگیزه بالایی ندارند و همین امر موجب درماندگی، ناامیدی و پایین آمدن عزت نفس آنها در مدرسه می شود.تجربه شکست مکرر در کلاس،فقدان هدف برای آینده،نگرش منفی همکلاسان و روش های نادرست آموزش،رشد انگیزه تحصیلی این کودکان را به شدت کاهش می دهد.این کودکان از مشکلات رفتاری خود آگاه نیستند و نمی توانند عواطف خود را به طور مناسب ابراز کنند.از کشف مشکل آنها ناتوانیم و آموزشهای لازم را در برخورد با این کودکان ندیده ایم.

 * دانش آموزان با ناتوانی یادگیری چه کسانی هستند:

کودکان مبتلا به ناتوانی های یادگیری گروهی از کودکانی هستند که ظاهر طبیعی دارند و رشد جسمی و قد وزنشان حاکی از بهنجار بودن آنان است،هوششان در حد متوسط می باشد به خوبی صحبت می کنند ومانند سایر کودکان بازی کرده وبا دیگران ارتباط برقرار می نمایند در خانه کارهایی راکه والدین به آنها واگذار می کنند به خوبی انجام می دهند در مهارت های خودیاری نیز مشکل بسیار مشخص و چشمگیری ندارند.اما در مهارت های تحصیلی با مشکل بسیار مشخص و چشم گیری ندارند.اما در مهارت های تحصیلی ودرسی و مفاهیم پیشرفت تحصیلی با مشکل روبروینداین کودکان در ابتدا با همسالان خود چندان تفاوتی از نظر درسی ندارند اما به تدریج و با افزایش پیچیدگی دروس این فاصله بیشتر خواهد شد توانمندی آنها در یادگیری مطالب  به طور قابل ملاحظه ای با دیگر همسالان متفاوت است ویادگیری مهارت های آموزشگاهی مانند خواندن و نوشتن و حساب کردن به شیوه معمول در مدارس بر ایشان دشوار می باشد این مشکل معمولا بعد از آنکه کودک مدتی در مدرسه مشغول تحصیل می شود ظاهر می گردداین کودکان در ابتدا اطمینان کافی به پیشرفت تحصیلی خود دارند به تدریج در می یابند که کودکان دیگر نسبت به آنها از وضعیت تحصیلی بهتری برخوردارند عدم شناخت این دانش آموزان از سوی معلم و اولیا تاثیرات بدی را به لحاظ فردی و اقتصادی و اجتماعی بر روی دانش آموزان و اولیا و جامعه می گذارند احساس عدم توانایی در اینگونه دانش آموزان بکار بردن روشهای منسوخ گذشته از سوی مدرسه واولیا(فشار ها،تحقیرها،سرزنش های مقایسه ای ناروا) موجب عدم اعتماد به نفس،احساس تحقیر وافسردگی و نهایتا مردودی وترک تحصیل را همراه دارد.

 *  راه چاره

مسلم است که کار با دانش آموزان دیرآموز باید دور از نگرش منفی و تعصب صورت بگیرد.باید این نگرش در جامعه آموزشی و خانواده ایجاد شود که دیر آموزان متعلق به جامعه عادی هستند واستثنایی تلقی نمی شوند.به عبارت دیگر اگر یک کودک دیر آموز در نظام  آموزشی درست نبیند و سرانجام با بر چسب استثنایی وارد مراکز ویژه شود نشان دهنده ناکارآمد بودن روش آموزشی است.والدین باید نقش خود را به عنوان معلمان طولانی مدت کودک،بپذیرند و پذیرفتن این نقش مستلزم آن است که بین خانه و مدرسه همکاری و ارتباط بیشتر و فعالتری ایجاد شود.بنابراین معلمان این دانش آموزان باید آموزش مناسب و دوره های مربوطه را بگذرانند ودارای شناخت کافی از کودکان و نحوه ارتباط با خانواده های آنان باشند. در حال حاضر بهترین کمک به این کودکان آن است که: خانواده ها به طور موثر با معلم همکاری کرده و معلم از این همکاری استقبال کند. این کودکان در کلاس هایی قرار گیرند که دارای دانش آموز کمتری باشد تا معلم بیشتر به آموزش انفرادی بپردازد وبه تدریج کودک را درگیر فعالیت های گروهی و دروس جمعی نماید. پیشرفت این کودکان به صورت هفتگی ثبت شود در این صورت نیاز از وجود یک مشاور کمک گرفته شود.

 * این پیام کودکانی است که از ناتوانایی یادگیری رنج می برند:

کاش : برای آموختن به من به راهنمایی شفاهی و آموزش  کلامی بسنده نکنی،من نیازمند رهبری عملی توام.

کاش : مرا آزاد بگذاری واز کندی حرکاتم ناشکیبا نشوی و به خاطر عملکرد ناشیانه ام فرصت کسب تجربه و یادگیری را از من سلب نکنی.

کاش : در آموزش به من در انتظار معجزه نباشی تا از کوشش و مبارزه در آموختنم مایوس نشوی.

کاش : به من فصت بدهی تا کارهایم را خود انجام دهم و آهنگ کند رفتارم را پذیرا باشی و به تعجیل وادارم نکنی.

کاش : صبورانه بگذاری میزان سرعتم را خود تعیین کنم تا بدانی در پناه صبر تو خواهم آموخت.

کاش : مرا سرزنش نکنی که من به علت عدم توانایی مستحق ملامت نیستم واندک پیشرفتم را مقدمه پیشرفت دیگر تلقی کنی.

جمعه نهم بهمن 1388 :: 16:6 ::  نويسنده : زکیه رحیمیان

١-تلفظ صحیح کلمه ها و ترکیب های درس

2-روان و رسا خوانی متن درس

3-به کاربردن کلمه های درس در جمله

4-تعیین تعدادی حروف جهت پیدا کردن کلماتی که دارای این حروف هستند ازمتن درس توسط دانش آموز

5-به کاربردن وضعیت نوشتن نقطه نسبت به شکل حروف یعنی محل قرارگرفتن نقطه در پایین یا بالا و تعداد نقطه

6-به کارگیری صحیح نشانه ی تشدید در کلمات مشدد درس تا ویژگی نوشتاری این کلمات در ذهن دانش آموزان تثبیت گردد .

7-به کارگیری حروف چند شکل و یک صدا در کلمات که یک دسته از آن ها حرف (( س ، ص ، ث )) هستند که در زبان فارسی یک گونه صدا دارند .

8-یادداشت کردن اشتباهات املائی دانش آموزان به منظور آموزش جبرانی آن ها در فرصت های مناسب مانند جمله سازی

9-شناخت کلمات مخالف ، هم معنی و هم خانواده های درس

10-دادن تمرین های متفاوت جهت شمارش دندانه ها

11-ساختن کلمات ترکیبی جهت تقویت املاء

12-گفتن املاء پای تخته از کلمه هایی از درس که ارزش املائی دارند .

۱۳-پیدا کردن املای صحیح کلمات از روی کتاب  توسط دانش آموز

14-در صورت امکان موقع تصحیح نمودن املاء ، دانش آموزان را انفرادی نزد خود فراخوانده تا به غلط املائی خود توجه کنند .

15-در قرائت املاء ، جملات از هم گسیخته و بی ربط ( کلمه به کلمه ) گفته نشود و به صورت جمله بیان شود .

16-متن املائی را که می خواهیم به دانش آموز بگوییم ، انتخاب می کنیم و یک بار می خوانیم تا دانش آموزان ارتباط معانی کلمات و مضمون کلی مطلب را درک کنند وبرای نوشتن املاء آمادگی کامل را کسب نمایند .

17-تقویت تندنویسی در بعضی از دانش آموزان

18-استفاده کردن از شیوه های گوناگون متن املاء

19-افزایش گنجینه لغات

20-ایجاد انگیزه در دانش آموزان نسبت به یادگیری درس املاء

جمعه نهم بهمن 1388 :: 16:5 ::  نويسنده : زکیه رحیمیان

زیباترین ها

زیباترین معشوق: الله

زیباترین لباس: احرام

زیباترین کلام: لا اله الا الله

زیباترین سنگ: حجرالاسود

زیباترین خانه: کعبه

زیباترین چشمه: زمزمزیباترین سلسله: انبیاء

زیباترین ندا: فطرت

زیباترین دین: اسلام

زیباترین شب: شب قدر

زیباترین ستون: نماز

زیباترین روز: جمعه

زیباترین بانگ: تکبیر الله اکبر

زیباترین نیکی: نیکی به پدر و مادر

زیباترین آواز: اذان

زیباترین آغوش: مادر

زیباترین انسان: پیامبر

زیباترین دوست: کتاب

زیباترین پارسا: حضرت علی (ع)

زیباترین رحمت: باران

زیباترین مادر: حضرت فاطمه (س)

زیباترین عهد: وفا

زیباترین تنها: امام حسن (ع)

زیباترین سرمایه: زمان

زیباترین شهید: امام حسین(ع)

زیباترین حرف: حق

زیباترین استاد: امام صادق (ع)

زیباترین زندانی: امام موسی بن جعفر (ع)

زیباترین زینت: ادب

زیباترین کلمه: محبّت

زیباترین کریم: حضرت معصومه (س)

زیباترین نامه: نیایش

زیباترین منتقم: حضرت مهدی (عجّ)

زیباترین زمین: کربلا

زیباترین بنّا: حضرت ابراهیم

زیباترین بیابان: عرفات

زیباترین عمو: حضرت ابوالفضل

زیباترین لحظه: پیروزی

یکشنبه چهارم بهمن 1388 :: 16:4 ::  نويسنده : زکیه رحیمیان
نمونه سوال بنویسیم کلاس اول

مانند نمونه بنویس

بـ   ب _...................................................

با _ با _..................................................

آ ا _ آ ا_..................................................

داد _ داد _................................................

بام _ بام _ ...............................................

دام _ دام _ .............................................

سـ س _ سـ س _......................................

دوست _دوست _.......................................

بست _ بست _ ......................................

صداهای هر کلمه را بنویس.

آب          .....           ......

بابا         .....            ......

باد         .....            .......

اَسب      ......           .......

آمد         ........         ........

سود        .......         ........

ترکیب کن

 

آ ا<><><>

اَ   ‍ِ<><><>

بـ<><><>

<><><>

<><><>

د<><><>

<><><>

<><><>

 

در جای خالی یک کلمه بنویس

بابا ........ داد.

بابا با ........ آمد.

کلمه بساز

با + دام  =...........

بو + دم  = ...........

ترکیب کن

آ    ا

اَ     ِ

او _ و

بـ

سـ

د

مـ

بنویس

تـ ت _ ...........................................................

تاب _ ............................................................

او با اَسب آمد. _ ...........................................

دود _ .............................................................

سود _ ...............................................................

مو _ ..................................................................

جمعه دوم بهمن 1388 :: 16:4 ::  نويسنده : زکیه رحیمیان

اکنون که روزهای پایانی ماه امتحانات میباشد دانش آموزان و والدین منتظر نتایج امتحانات هستند لذا لازم است توصیه هایی را به والدین داشته باشیم :

محرومیت  و تحریم از علایق، از توجه فراگیرندگان به علم آموزی می‌کاهد وخسارت‌های جبران‌ناپذیری در افراد ایجاد می‌نماید

کارنامه، به نوعی نشانگر پایان سال تحصیلی است؛ نمایشگری که زحمات یک ساله دانش‌آموزان و البته معلمان را نشان می‌دهد. کارنامه می‌تواند با سامانه‌ای در نظرگرفتن نظام آموزش و پرورش و فرآیند یاددهی – یادگیری، سر آغاز دوره جدید آموزش نیزتلقی شود.آن‌چه در پی می‌آید دیدگاه منوچهر فضلی‌خانی، مدیرکل دفتر آموزش و پرورش راهنمایی تحصیلی کشور است که درباره کارنامه ارائه شده است.

این دیدگاه را با نگاه «عفت موسوی» آموزگار دبستان از منطقه 4 تهران که در حاشیه صفحه آورده‌ایم، کامل خواهیم کرد. به امید این که خانواده‌ها با کارنامه فرزندان خود برخورد شایسته‌ای داشته باشند

حاصل تلاش معلمان، اولیا و بویژه دانش‌آموزان پس از طی 9 ماه از سال تحصیلی باارایه کارنامه آنان منعکس می‌شود که این هم جزیی از موقعیت‌های حساس زندگی دانش‌آموز است.

ایام دریافت کارنامه پس از امتحانات خرداد ماه، آبستن تحولات و رخدادهای مختلفی است و بعضاً به بحران‌های مهمی در خانواده تبدیل می‌شود.

نگرانی‌ها و انتظارات قبل از صدور کارنامه‌ها و واقعیت‌های پس از آن، فضایی ناامن و صحنه‌های ناشایستی در خانواده‌ها ایجاد می‌کند و ایام تعطیلات تابستانی راتلخ می‌نماید. در حالی که باید روز برداشت محصول و چیدن میوه‌های علم، روزی با نشاط و شاداب باشد.

واقعاً چه عواملی موجب بروز این معضلات می‌شود؟

پاسخ را باید در نگرش و عقاید حاکم بر خانواده‌ها و مدارس جستجو کرد. بازخوردرفتارهای اطرافیان دانش‌آموزان منجر به ایجاد فضای ناآرام و تشویش خاطر آنان می‌شودو باید برای تلطیف آن فرهنگ‌سازی شود.

برای کاهش نگرانی‌ها و کنترل بحران کارنامه‌ها، مواردی به این شرح پیشنهادمی‌شود:

  1 نباید بیش از حد به نمرات دانش‌آموزان حساسیت نشان داد. باید بپذیریم که تربیت و آموزش و میزان کارایی آن فقط از طریق تعدادی نمره نمایان نمی‌شود و ممکن است بخشی از نمرات کسب نشده به واسطه بی‌دقتی یا بروز مشکل از ناحیه طرح سؤالات باشد. لذا عملکرد واقعی دانش‌آموزان در رفتارها، نگرش‌ها و مهارت‌های زندگی متجلی می‌شود. بیست‌گرایی و حساس ساختن فراگیران به نمره 20 نیز تبعات نامناسبی برذهن وروان فراگیران دارد.

 2  از مقایسه نمرات دانش‌آموزان با دیگران پرهیز شود. امام علی (ع) می‌فرمایند: «خیر انسان در تفاوت‌های فردی است.» دانش‌آموزان توانایی‌های متفاوتی دارند و قرار نیست همه عین هم باشند. لذا مقایسه کردن موجب کاهش اعتماد به نفس،حسادت و ناراحتی آنان می‌شود. بنابراین نباید به مقایسه آنان با اقوام و دیگران مبادرت شود. می‌بایستی دانش‌آموز را نسبت به شرایط خود و وضعیت قبلی خود مقایسه کردو روند پیشرفت و یا عدم آن را جستجو کرد.

 3  دانش‌آموزان هر نمره‌ای که بگیرند، قابل تقدیرند. اگر دانش‌آموز نسبت به عملکردهای قبلی خود رشد داشته باشد، با هر نمره‌ای قابل تقدیر است. نباید تشویق صرفاً در یک گستره رقابتی انجام شود، بلکه اگر نقاط ضعف دانش‌آموز نسبت به قبل رفع شده باشد، شایسته تشویق است.

جمعه دوم بهمن 1388 :: 16:3 ::  نويسنده : زکیه رحیمیان
گردو شکستم اهداف آموزشی: مهارتی: رعایت نظم و ترتیب دانشی: آشنایی با بازیهای ملی نگرشی: ایجاد و تقویت نگرش مثبت به رعایت نظم و هماهنگی در کارها در این آموزش به بچه‎ها بازی گردو شکستم را یاد می‎دهیم. بدین ترتیب که بچه ها را به دو گروه تقسیم می کنیم. روی زمین دو خط بلند زیگزاگ می‎کشیم و سر هر دو طرف یک ظرف پر از گرو قرار می‎دهیم، ‌از هر گروه یک نفر را انتخاب می‎کنیم و این دو نفر در دو طرف خط قرار می‎گیرند و با شمارش 1و2و3 بچه‎های گروه اول می‎گویند: گردو و بچه های گروه دوم می‏‎گویند: شکستیم. در این هنگام هر دو نفر از روی خطهای زیگزاگ عبور می‎کند و نباید پایشان از روی خط بیرون برود و باید تعادل خود را حفظ کنند، اگر بدین ترتیب عمل کردد و بردند از سمتی که به آنجا رسیدند 2 عدد گردو بر می‎دارند و داخل گروه می‎شوند. بدین ترتیب دو نفر، این کار را انجام می‎دهند تا تمام بچه‎ها این بازی را انجام دهند. در آخر اگر دو گروه مساوی شدند، همه دور هم جمع می‎شوند و گردوها را با سنگ می‎شکنند و می‎خورند. مهمان ناخوانده اهداف آموزشی: مهارتی: توانایی اجرای نقش دانشی: آشنایی با داستانهای زیبای ملی نگرشی: ایجاد علاقه و محبت نسبت به حیوانات در این گونه آموزش با قرار دادن وسایلی مانند: پاکت و مداد شمعی، بچه ‎ها شکلهایی از قبیل خروس، جوجه، سگ، گربه، مادر بزرگ،کلاغ،کبوتر و مرغ را بر روی پاکت می‎کشند و با آنها قصه زیبایی خانه مادر بزرگ را بازی می‎کنند و قصه از این قرار است: مادربزرگی در منزل خودش تنها زندگی می‎کرد، خیلی مهربون بود. یک روز که تنها نشسته بود و باران سختی می‎بارید یک صدایی شنید: (در این حال بچه ‎ها با زدن خودکار بر روی میز صدای در زدن را در می‎آوردند.) تق ‎تق ‎تق. خاله پیر زن قصه ما نگاهی به در کرد و گفت: (در این حال دانش ‎آموزی که نقش مادربزرگ را بازی می‎کند با عصا و صدای لرزان می‎گوید:) کیه‎ کیه در می‎زند؟ از پشت در صدای گربه ‎ای آمد: (در این حال همه بچه ‎ها با هم دست می‎زنند و این شعر را می‎خوانند:) صدا، صدای آشناست، ‌بگو که این صدای کیست، ‌به من بگو صدای آشنای کیست؟ (در این حال دانش‎آموز ی که نقش مادر بزرگ را بازی می‎کند، نزدیک در خانه می‎رود و می‎گوید:) کیه کیه در می‎زند؟ (دانش‎آموزی که صدای گربه را در می‎آورد و پاکتی که شکل گربه بر روی آن کشیده شده را در دست دارد وارد می‎شود و می‎گوید:) میو، میو،‌ خاله پیرزن من می‎توانم امشب اینجا بمانم؟ دانش‎آموزی که نقش پیرزن را بازی می‎کند می‎گوید: اگر دلت می‎خواهد می‎توانی اینجا بمانی و با من زندگی کنی و با هم به داخل خانه رفتند. بیرون خانه خاله پیرزن باران همچنان مشغول باریدن بود. (در این حال بچه ‎ها با زدن انگشتان خود روی میز صدای باران را در می‎آورند.) خاله پیرزن که با گربه‎ داخل خانه نشسته بود دید دوباره صدا می‎آید. (دوباره بچه ‎ها با زدن خودکار روی میز صدای در را در می‎آوردند.) تق ‎تق ‎تق. خاله پیرزن گفت کیه ‎کیه در می‎زند در این حال صدای قو قو لی‎ قو قو از پشت در به گوش رسید. (در این حال دوباره بچه ‎ها با هم دست می‎زنند و این شعر را می‎خوانند:) صدا، صدای آشناست بگو که این صدای کیست؟ به من بگو صدای آشنای کیست؟ (دانش‎آموزی که صدای خروس را در می‎آورد و پاکتی که شکل خروس بر روی آن کشیده شده را در دست دارد وارد می‎شود و می‎گوید:) قو قو لی‎ قو قو،‌ قو قو لی ‎قو، (در این حال بچه ‎ها با دست زدن این شعر را می‎خوانند:) خروس پر طلایی قو قو لی‎ قو قو می‎کند، همه رو صدا می‎کنه. میگه: آهای آهای خبردار پاشید، برید سرکار. خروس داخل می‎شود و به خاله پیرزن می‎گوید: می‎شود من اینجا بمانم؟ ‌خاله پیرزن در پاسخ می‎گوید: بله اگر دلت می‎خواهد می‎توانی اینجا بمانی و با من زندگی کنی! اما همچنان از آمدن خروس چیزی نگذشته بود که دوباره صدای تق‎تق آمد. (در این حال دوباره بچه ‎ها با زدن خودکار روی میز صدای در زدن را در آوردند.) از پشت در صدای قاقار کردن کلاغی می ‎آمد. (دوباره بچه ‎ها با دست زدن این شعر را خواندند. صدا، صدای آشناست، بگو که این صدای کیست؟ به من بگو صدای آشنای کیست؟) مادر بزرگ نزدیک درب می‎رود و می‎پرسد کیه ‎کیه در می‎زند؟ (در همین حال دانش‎آموزی که پاکتی در دست دارد و روی آن شکل کلاغی کشیده شده وارد می‎شود و می‎گوید:) قارقار، مادر بزرگ من می‎توانم امشب پیش شما بمانم؟ مادر بزرگ می‎گوید: بله اگر دلت می‎خواهد می‎‎توانی اینجا بمانی و با من زندگی کنی: (در همین حال بچه ‎ها دست می‎زنند و این شعر را می‎خوانند:) کلاغ می‎ گه قارقار دستاتو بشور موقع نهار. پیرزن و کلاغ با هم رفتند و داخل خانه نشستند. خانه خاله پیرزن پر از شادی بود. اما بیرون خانه باران شدیدی می‎آمد. (در این حال بچه ‎ها دستهای خود را محکم بر روی میز می‎زنند و صدای باران شدید و تند را در می‎‏آورند.) مادر بزرگ مشفول صحبت با حیوانات بود؟ دوباره صدا شنید و این روند همچنان ادامه داشت. به طوری که حیواناتی مثل: خرگوش، کبوتر و سگ هم به جمع اضافه شدند و خاله پیرزن اجازه داد تا با او زندگی کنند. خلاصه حیوانات قصه ما نه تنها آن شب را پیش خاله پیرزن ماندند بلکه سالهای سال به خوبی و خوشی با هم زندگی کردند. (در این موقع که قصه تمام شد بچه ‎ها به کمک مربی که قصه را تعریف می‎کرد همدیگر را تشویق کردند.) منبع http://madrece.blogfa.com
جمعه دوم بهمن 1388 :: 16:2 ::  نويسنده : زکیه رحیمیان

«آموزش چندپایه فرصت یادگیری برای همه»

 

مقدمه

آموزش و پرورش یک حق عمومی است و هر کودکی حق دارد که از آموزش بهره مند گردد. لذا ایجاد کلاس های چندپایه فرصت یادگیری برای بسیاری از کودکان مناطق روستایی و عشایری را فراهم می سازد.

توسعه مدارس با کلاس های چندپایه بنابه دلایلی همچون کاهش جمعیت دانش آموزی، موقعیت جغرافیایی و ... اجتناب ناپذیر است. کلاس های چندپایه بعنوان ابزاری جهت خدمت به انسان های محروم و مراکزی جهت ایجاد آگاهی اجتماعی، پیشرفت اقتصادی و ... به شمار می آید. تدریس کلاس های چندپایه یکی از روش های آموزشی است که می تواند نیازهایی بسیاری از واجب التعلیم را در مناطق محروم تامین نماید.

نگاههای مختلفی به کلاس های درسی چندپایه وجود دارد. برخی این کلاس ها را جزو معضلات آموزشی می دانند. برخی دیگر وجود این کلاس ها را به مثابه فرصتی برای یک عمل آموزشی و پرورشی بهینه به شمار می آورند.

بررسی ها و تحقیقات انجام گرفته نشان می دهد که میان دانش آموزان کلاس های چندپایه و دانش آموزان کلاس های تک پایه از حیث توانایی شناختی تفاوت معنی داری وجود ندارد. افزون بر این دانش آموزان کلاس های چندپایه نسبت به دانش آموزان کلاس های تک پایه از نظر رشد اجتماعی، سازگاری محیطی، بیان عواطف، روحیه همکاری، بهداشت روانی، پختگی رفتار و ... برتری نشان می دهند.

تدریس در کلاس های درس چندپایه و دانشِ آموزی در این کلاس ها، تجارب فراوانی به بار می آورد. تجارب برآمده از کلاس های درس چندپایه برای معلمان، افزایش توانایی حرفه ای و دلبستگی به دانش آموزان است.

 

 

فعالیت های یادگیری

مجموعه فعالیت های منظم و مرتّب یک درس و انواع فعالیت هایی که معلم برای انجام در کلاس انتخاب می کند ارتباط مسقیم با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدایی دارد. برای آن که معلم در انتخاب یا تدوین فعالیت های یادگیری موثر تر عمل کرده و آن ها را به گونه ای اثربخش عرضه کند نیاز به در نظرآوری 3 دسته کار عمده دارد:

1- تهیه چارچوب درس

پیش از آغاز درس، معلم باید چارچوبی برای آموزش تنظیم کند، این کار به دانش آموز کمک می کند تا با شیوه ارائه درس آشنا شوند. در این زمینه، پژوهش های انجام یافته در باره ی تدریس شش رفتار خاص را برای معلم معین کرده اند:

1/1) سازماندهی پیشاپیش مواد یادگیری

2/1) تعیین روندی روشن برای انجام کار در کلاس

3/1) صحبت با یادگیرندگان در باره آنچه باید یاد بگیرند و بحث با آنان در باره روش های مناسب برای یادگیری محتوای دانش و مهارتی

4/1) انجام آزمون در آغاز درس و ارائه توضیحات روشن کننده و بحث در باره هدف درس

5/1) ارائه تصویر کلی از درس (ارائه تصویر کلی از درس در کلاس های چندپایه نهایت فعالیت های یادگیری پایه بالاتر را نشان می دهد.)

6/1) ارتباط دادن پیش دانسته ها یا پیش آموخته های دانش آموزان با پس آموخته ها

2) تنظیم ارتباطات بین معلم و دانش آموز

متخصصان آموزش و پرورش و پژوهشگران حوزه روان شناسی تربیتی بر این باورند که تعامل میان معلم و دانش آموزان در دو مرحله اصلی شکل می گیرد:

مرحله اول: معلم در این مرحله مهارت یا مفهوم مورد نظر برای یادگیری را به صورت عینی و از طریق ارائه نمونه های عملی و مثال ها از محتوای کتاب درسی عرضه می کند.

مرحله دوم: معلم در این مرحله دانش آموزان را به بازخوانی ترغیب میکند. او این کار را برای اطمینان از میزان درک و فهم دانش آموزان انجام می دهد.

3)مراقبت از دانش آموزان برای دست یابی به یادگیری

مراقبت از دانش آموزان برای دست یابی به یادگیری یاری به آنان برای کسب دانش، مهارت و نگرش مورد انتظار است. «مراقبت» را بعضی با «پایش» مترادف دانسته اند. در واقع در کلاس درس یکی از کارهای معلمان «پایش» است. معنای دقیق «پایش» را می توان در شعر معروف «مادر» لمس کرد:

یک حرف و دو حرف نهاد بر زبانم                        تا شیوه گفتن آموخت

دستم بگرفت  و پا به پا  برد                    تا شیوه راه رفتن آموخت

«پایش» از سوی معلم، مسئولیت در برابر یادگیری را برای دانش آموزان به ارمغان می آورد. در مدت «پایش» معلم باید اقدامات زیر را انجام دهد:

- آماده سازی یادگیرندگان برای کار کلاسی و نظارت بر کارها

- حفظ موقعیت مثبت خود در ارائه بازخورد و کمک اختصاصی

- تدارک بازخورد برای فعالیت های یادگیری دانشی، مهارتی و اصلاح نگرش و تقویت آن ها.

اشاره های کلیدی برای معلمان چندپایه

1- به کارگیری راهبردهای تدریس باید همراه با انعطاف پذیری باشد. در برخی مواقع نیاز است برای اثرگذاری بیشتر راهبردهای تدریس با توجه به نوع محتوا و نیازمندی دانش آموزان مورد بازنگری قرار گیرد.

2- فضای یادگیری باید به گونه ای طراحی شود که پیشرفت مداوم را برای یادگیرندگان زمینه ساز کند.

3- برای سازگار شدن دانش آموزان با مدرسه، لازم است ارتباط نزدیکی بین خانه و مدرسه به وجود آید.

4- در کنار فعالیت های مربوط به ایجاد انگیزه در دانش آموزان شایسته است تلاش گردد مهارت ها و عادت ویژه گوش دادن، سخن گفتن و یادگیری در آنان پرورش یابد. فعالیت های مبتنی بر بازی و فعالیت های مبتنی بر گروه همتایان می تواند راهی برای ایجاد آمادگی بیشتر در دانش آموزان برای حضور در مدرسه باشد.

5- دانش آموزان در کنار فراگیری نوشتن، خواندن و حساب کردن ، باید در انواعی از فعالیت های خلاقانه، فرهنگی و فعالیت های بدنی درگیر شوند. با این همه، نباید فعالیت هایی که اشاره شد بسیار سخت گیرانه باشد. دانش آموزان باید در انجام فعالیت احساس راحتی کرده و آن ها را با سرعت و توانایی خود را انجام دهند.

6- از دانش آموزان بزرگتر باید درخواست کرد تا به دانش آموزان کم سن و سال یاری کنند. از دانش آموزان بزرگسال ارشد می توان برای تدریس به دانش آموزان پایه های پایین تر استفاده کرد. کودکان پایه های پایین تر می توانند با یاری دانش آموزان پایه های بالاتر به تمرین و فعالیت های بدنی، حفظ کردن اشعار، خواندن متون و ... بپردازند.

7- گروه بندی بر پایه توانمندی را به عنوان یک راهکار در نظر بگیرید. قرار دادن یک دانش آموز قوی، متوسط و دانش آموز ضعیف، فرصت مناسبی برای تدریس دوسویه و انجام تدریس جبرانی فراهم می کند. وقتی دانش آموز ارشد به دانش آموز کم سن و سال تدریس می کند به او یاری می کند که بهتر بیاموزد، و دانش آموز کم سن و سال به دانش آموز ارشد یاری می کند آموخته هایش را عرضه کند.

8- گاهی فعالیت یکسانی را برای همه دانش آموزان کلاس ارائه دهید. شمار زیادی از فعالیت ها را می توان طراحی کرد که دانش آموزان پایه های اول تا پنجم در انجام دادن آن ها شرکت کنند. برای مثال ، فعالیت های مربوط به تربیت بدنی، فعالیت های مربوط به تعلیمات مدنی، فعالیت های مربوط به خواندن و ... حتی تدریس برخی از مفاهیم ریاضیات برای کل کلاس امکان پذیر است.

 

گروه بندی دانش آموزان در کلاس درس

در کلاس های درس چندپایه، تقسیم دانش آموزان به گروه های کاری، یکی از راهبردهای اثربخش است. انواع گروه بندی دانش آموزان در زیر آمده است:

الف) گروه بندی بر پایه توانایی مشابه

در این نوع گروه بندی، دانش آموزان در قالب گروه های قوی، متوسط و ضعیف سازماندهی می شوند. یکی از مزایای این نوع گروه بندی، ایجاد فرصت برای دانش آموزان به منظور کار با همتایان خود است. این گروه بندی برای موضوعاتی چون، ریاضیات ، زبان (خواندن و نوشتن) و تربیت بدنی مناسب است.

ب) گروه بندی کودکان براساس توانایی های متفاوت

این نوع گروه بندی بر مبنای توانایی های مختلف دانش آموزان شکل می گیرد. گروه بندی کودکان براساس توانایی های مختلف برای انجام «کارهای مشارکتی و انجام واحدهای کار» مناسب است.

پ) گروه بندی سنی

گروه بندی بر پایه ی سن تقویمی دانش آموزان انجام می گیرد. این نوع گروه بندی بر مبنای این فرض شکل گرفته است که وقتی دانش آموزان با افراد هم سن و سال خودکار می کنند پیشرفت بیشتری به دست می آورند.

ت) گروه بندی کودکان براساس سن های متفاوت

این نوع گروه بندی برای انجام کارهای گروهی، هنری و انجام فعالیت های یادگیری مناسب است.

ث) گروه بندی داوطلبانه

در این نوع گروه بندی،‌ دانش آموزان می توانند هم گروهی های خود را انتخاب کنند. این نوع گروه بندی به دوستان و یا خواهران و برادرانی که در کلاس های چندپایه حضور دارند امکان همکاری و مشارکت می دهد.

ج) گروه بندی تصادفی

این نوع گروه بندی با استفاده از اعداد، نام رنگ ها، فصل ها و ... فرصت همکاری و هم اندیشی کلیه دانش آموزان را با هم فراهم می کند.

فنون تدریس

فنون تدریس، روش هایی هستند که معلمان از آن ها در انجام فعالیت های یاددهی – یادگیری استفاده می کنند. برای مثال، معلم می تواند از «روش سخنرانی» برای ارائه مورد جدید و از «پرسش و پاسخ» به منظور جمع آوری بازخورد بهره بگیرد.

به هر حال، باید توجه داشت که هیچ روش میان بر یا ایده آلی برای تدریس وجود ندارد. روش های تدریس مختلف یا راهبردهای گوناگون دارای میزان معینی اثرگذاری برای یادگیری دانش آموزان است. معلم متبحر، راهبردهای متفاوتی را به هم می آمیزد تا نیازهای آموزشی دانش آموزان را برآورده سازد. باید به یاد داشت: « معلم متبحر پرورش می یابد، مادر زاد متبحر نمی شود.»

فن تعامل

الف) تعامل بین معلم و دانش آموز (تعامل یک به یک)

این تکنیک می طلبد دانش آموزان به صورت زوجی سازماندهی گردند. هر زوج به ایفای نقش می پردازند. یکی از دانش آموزان نقش معلم و دیگری نقش یادگیرنده را ایفا می کند. معلم، سوال می پرسد، ارائه تکلیف کرده یا دستورالعملی صادر می کند، یادگیرنده باید به سوال پاسخ داده یا از دستورالعمل پیروی کند؛ سپس، نقش ها تعویض می شود و دانش آموزی که نقش معلم را ایفا می کند، نقش یادگیرنده را ایفا می کند و دانش آموزی که نقش یادگیرنده را ایفا می کرد، نقش معلم را ایفا می کند. این فن در کلاس های چندپایه کاربرد فراوان دارد.

 

 

ب) تدریس همتا (تدریس همشاگردی)

هدف از کابرد فن تدریس همتا، استفاده از دانش آموز قوی تر برای اعضای ضعیف گروه است. وقتی دانش آموزان به تدریس بپردازند، به یادگیرندگانی برتر تبدیل می شوند . احترام متقابل ، اجتماعی شدن و درک و فهم از طریق فعالیت های همیاری و همکاری افزایش می یابد. دانش آموزان از اینکه بتوانند مطلبی یا مهارتی را آموزش دهند احساس غرور می کنند. دانش آموزان پایه های بالاتر در کلاس می توانند به دانش آموزان پایه های پایین تر تدریس نمایند و بدینوسیله خود نیز بر مطالب درسی مسلط گردند.

پ) یادگیری تیمی

در یادگیری تیمی، دانش آموزان به گروه های مختلفی تقسیم می شوند. پس از آن که گروه های دانش آموزی شکل گرفت،‌ معلم از گروه ها می خواهد برای خود مسئول و منشی انتخاب کنند. مسئول به هدایت گروه می پردازد؛ و منشی گروه، سوال را می نویسد و نظرات اعضای گروه را ثبت کند، همچنین می تواند به جمع بندی نظرات هم بپردازد.

وقتی دانش آموزان به یادگیری تیمی می پردازند، معلم باید در میان گروه ها قدم بزند و به صورت خاص به هر یک ازگروه ها کمک کند. ایجاد رقابت بین گروه های همیار می تواند تحریک کننده باشد و در میان آنان ایجاد دوستی کند.

رویکردهای تدریس در آموزش کلاس های چندپایه

شیوه آموزش در کلاس های چندپایه ممکن است به یکی از روش های زیر اجرا شود:

1- تدریس یک یا چند ماده درسی به صورت جداگانه به 2 پاییه یا بیشتر در یک جلسه (رویکرد محوری – گروهی)

2- تدریس یک ماده درسی براساس موضوع مشابه به تمام پایه ها به طور همزمان در یک جلسه (رویکرد مفهومی – گروهی)

3- تدریس به چند پایه با ماده درسی و موضوع مشترک و چند پایه با ماده های درسی متفاوت در یک جلسه (رویکرد مختلط)

رویکرد محوری گروهی

این شیوه به این دلیل محوری نامیده می شود که معلم، محور تدریس خود را در یک جلسه 45 دقیقه ای با توجه به پایه های موجود و با اختصاص وقت مناسب برای هر پایه ی محور، به تدریس می پردازد. در هنگام فعالیت پایه ی محور، پایه های دیگر با نظارت غیرمستقیم معلم، به فعالیت های فرعی می پردازد. در این روش، گاهی از دانش آموزان مستعد پایه های بالاتر در جهت نظارت بر گروه «خود آموخت» استفاده می شود که معمولاً به این دانش آموز «معلم یار» گفته می شود.

رویکرد مفهومی – گروهی (موضوع مشترک)

در این روش معلم یک ماده درسی را با تلفیق و ادغام مشابهات و مشترکات درسی، به تناسب اطلاعات واندوخته های قبلی دانش آموزان شروع و پس از ارائه مشترکات و کلیات، مسائل فرعی و اختصاصی هر پایه را جداگانه تدریس می کند.

مثلاً برای تمام پایه ها آموزش جمع در درس ریاضی باشد برای کلاس اول جمع اعداد یک رقمی، برای کلاس دوم جمع اعداد دو رقمی، برای کلاس سوم جمع اعداد سه رقمی وکلاس های چهارم و پنجم جمع اعداد کسری ؛ در این حالت بهتر است ابتدا به کلاس های پایین تر تدریس کرد تا یادآوری برای کلاس های بالاتر باشد.

همچنین در این روش استفاده موثری از وسایل آزمایشگاهی و رسانه های آموزشی صورت می گیرد. و دانش آموزان ضعیف کلاس های بالاتر می توانند از برنامه درسی کلاس های پایین تر استفاده کنند و دانش آموزان مستعد کلاس های پایین تر می توانند از برنامه ی درسی کلاس های بالاتر استفاده کنند و مراحل تدریس در حقیقت یک نوع ارزشیابی و آمادگی برای پایه های بالاتر است.

سه شنبه بیست و نهم دی 1388 :: 16:2 ::  نويسنده : زکیه رحیمیان

من رقص دختران هندی را بیشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم. چون آنها از روی عشق و علاقه می رقصند ولی پدر و مادرم از روی عادت نماز می خوانند .

به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق . آدم با غرور می تازد، با دروغ می بازد و با عشق می میرد . « دکتر علی شریعتی»

و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و می میرد...

و قرن هاست که او؛ عشق می کارد و کینه درو می کند چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛ گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛
سینه ای را به یاد می اورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند ... و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد...! و این, رنج است.

زن عشق می کارد و کینه درو می کند... دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر... می تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی .... برای ازدواجش ــ در هر سنی ـ اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار میتوانی ازدواج کنی ... او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی ... او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی...او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد ... او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ... او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر .....

اگر تنهاترین تنها شوم باز خدا هست او جانشین همه نداشتن هاست !

عاقلانه ازدواج کن تا عاشقانه زندگی کنی .

اگر مثل گاو گنده باشی، میدوشنت، اگر مثل خر قوی باشی، بارت می کنند، اگر مثل اسب دونده باشی، سوارت می شوند.... فقط از فهمیدن تو می ترسند

آن روز که همه به دنبال چشم زیبا هستند، تو به دنبال نگاه زیبا باش!

هر لحظه حرفی در ما زاده می‏شود
هر لحظه دردی سر بر می‏دارد
و هر لحظه نیازی از اعماق مجهول روح پنهان و رنجور ما جوش می‏کند
این ها بر سینه می‏ریزند و راه فراری نمی‏یابند
مگر این قفس کوچک استخوانی گنجایش‏اش چه اندازه است؟


دکتر شریعتی : «کلاس پنجم(دبیرستان) که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود ،آن هم به سه دلیل ؛ اول آنکه کچل بود، دوم اینکه سیگار می کشید و سوم - که از همه تهوع آور بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت. !... چند سالی گذشت یک روز که با همسرم ازخیابان می گذشتیم ،آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه خودم زن داشتم ،سیگار می کشیدم و کچل شده بودم

هر کس آنچنان می میرد که زندگی می کند!

سه شنبه بیست و نهم دی 1388 :: 16:1 ::  نويسنده : زکیه رحیمیان
خوش‌خطی از جمله صفاتی است که برخی آن را ارثی می‌دانند. می‌توان شواهدی برای اثبات این مدعا یافت. اما ذاتی بودن خط‌خوش به آن معنا نیست که این صفت قابل یادگیری نباشد. در واقع می‌توان از ابتدا که بچه‌ها دبستان می‌روند، با توجه به یک رشته ملاحظات و انجام تمرین‌هایی چند، دانش‌آموزان را به اهمیت خط خوش واقف و این قابلیت را در آنان تقویت کرد. در مطلبی که در پی می‌آید، آموزگاری توصیه‌هایی را برای واداشتن دانش‌آموزان از بدخطی و تشویق آنان به خوش‌خطی عرضه می‌کند. مخاطب برخی از این توصیه‌ها آموزگاران و  والدین و برخی دیگر خود دانش‌آموزان است. نویسنده معتقد است توجه به نگارش دانش‌آموزان از همان سال‌های اولیه دبستان مورد توجه قرار بگیرد.

پرورش قابلیت خو‌شنویسی در بچه‌ها می‌تواند امتیازی چشمگیر در بزرگسالی برای آنان به همراه داشته باشد. هر چه باشد، خوش‌خطی از جمله صفاتی است که همواره مورد توجه بسیاری  قرار می‌گیرد. پس اگر می‌خواهید فرزندتان خوش‌خط شود، به این نکات توجه کنید:

علل بدخطــــی

* توجه نکردن دانش‌آموزان به خط زمینه دفتر و تخته کلاس.

* اضطراب و نگرانی دانش‌آموزان هنگام نوشتن.

* نداشتن اعتماد به نفس هنگام نوشتن.

* نداشتن آ‌مادگی جسمانی، روانی، روحی.

* وجود اختلالات یادگیری در دانش‌آموزان.

* نداشتن هدف و انگیزه برای زیبانویسی.

* مواجه شدن دانش‌آموزان با حجم زیاد تکالیف.

* تندنویسی تکالیف.

* استفاده از خودکار، روان‌نویس و وسایل مشابه آن.

* آشنا شدن دانش‌آموزان در کلاس اول با خط نسخ ماشینی، این امر سبب می‌شود در کلاس‌های بالاتر به سختی بتواند خط نستعلیق را جایگزین خط نسخ کند.

* خط نسخ  کتاب‌های درسی دوره ابتدایی.

* اتلاف وقت هنگام نوشتن خط نسخ مانند کلمه (محمد) اگر همین کلمه را دانش‌آموز با خط نستعلیق بنویسد سرعت بیشتری خواهد داشت.

* بی‌توجهی به هنر.

* خط نسخ روی کاغذ حجم بیشتری می‌گیرد، اما واژگان در خط نستعلیق جای کمتری اشغال می‌کنند.

* خط نسخ به سبب نداشتن سیرهای دایره‌ای و انحناها و قوسهای موجود در مفردات و کلمات صرفاً یادگیری در خواندن و نوشتن را تسهیل میکند و تأثیری در خوشنویسی ندارد.

* فشردگی برنامه کلاسی در یک نیمروز و فشار بر دانش‌آموزان به سبب دو یا چند نوبتی بودن مدرسه.

* استفاده از ابزار نامناسب از جمله مداد کوتاه و کاغذ بدون خط به خصوص در پایه‌های اولیه ابتدایی.

* بی‌‌دقتی هنگام نوشتن و رعایت نکردن هم شکلی، هم اندازه و هم فاصله بودن واژگان.

* بی‌دقتی برای تمیز و مرتب نوشتن.

* تراکم بیش از حد شاگردان در کلاس و نداشتن فضای مناسب و کافی برای نوشتن.
* دادن تکالیف نامناسب و بدون تناسب با توانایی کودکان.

* بی‌اعتنایی اغلب معلمان ابتدایی به استفاده از خط‌ نستعلیق و  آموزش آن.

* واکنش‌های منفی و نامناسب بعضی معلمان در برخورد با نوشته‌های دانش‌آموزان.* جدی نگرفتن یادگیری خط از طرف خانواده و مدرسه و نبود مراقبت‌های لازم.

* نبود انگیزه، حوصله و دانش لازم نزد برخی معلمان ابتدایی برای آموزش خط به دانش‌آموزان.

* بدخطی بعضی از والدین، سرمشق نامناسبی برای کودکان است.

* دادن سرمشق‌هایی با رسم‌الخط نامناسب به دانش‌آموزان.

* ندانستن روش‌ و راهکارهای، خوشنویسی و اجرا نکردن تمرین‌های لازم.

* قرار دادن چپ دست و راست دست در کنار هم هنگام نوشتن.

* بی‌توجهی به زیبایی هنری خط که باعث تقویت روح لطیف در کودکان می‌شود.

* نبود دستورالعمل مشخص و روشنی برای آموزش خط نستعلیق به منظور تکرار و تمرین دانش‌آموزان.

راهکـــارهای رفـــع بدخطـــی

برای رفع بدخطی دانش‌آموزان، از سوی معلمان و پژوهشگران راهکارهای فراوانی معرفی شده است که به ذکر برخی از آنها می‌پردازیم:

* در کلاس اول ابتدایی از مجرب‌ترین و علاقه‌مند‌ترین معلمان استفاده شود.

* تمهیداتی به عمل آید که معلم درس اول بتواند در حین آموزش از ابزارهای سمعی بصری استفاده کند.

* معلمان با اصول صحیح نوشتن آشنا و دارای خط خوش باشند.

* برای معلمان در زمینه خط نستعلیق دوره‌های کارآموزی آموزش ضمن خدمت گذاشته شود تا پس از دیدن دوره‌های لازم، در کلاس حضور یابند.

* انگیزه آموزش خط زیبا به دانش‌آموزان در معلمان تقویت شود.

* معلمان در مورد خط بچه‌ها را توبیخ نکنند.

*‌معلم با رفتار خود در میان دانش‌آموزان تبعیض قایل نشود.

* با رسیدگی انفرادی به نوشته‌های کودکان ضعیف دلیل بدخطی بررسی و برای برطرف کردن آن تمهیدات لازم اندیشیده شود.

* علاقه و انگیزه برای صحیح نوشتن و زیبانویسی را در کودکان تقویت کنند.

* به تفاوت‌های فردی و نقاط قوت و ضعف دانش‌آموزان توجه شود.

* مقدار تکالیف با توانایی کودکان تناسب داشته باشد.

* تکالیف هدفدار باشد و باعث تقویت قوای ذهنی کودک شود.

* تکالیف به گونه‌ای باشد تا تمرین و تکرار آنها باعث تثبیت یادگیری شود.

* تکالیف به صورت مستمــــر مورد رسیدگــی معلم قرار گیرد و او از تشویق و تذکر استفاده کند.

* اهمیت انجام دادن تکالیف نوشتنی برای کودک مشخص باشد.

* از الفاظ مناسب و زیبا مانند بسیار خوب، عالی، آفرین فرزندم و ... در تأیید نوشته‌های کودکان استفاده شود.

* هرگز نباید تکالیف دانش‌آموزان را خط زد، زیرا انگیزه زیبا نوشتن را در آنها از بین می‌برد.

* در نوع تکالیف تنوع وجود داشته باشد تا رغبت انجام دادن آن در دانش‌آموز ایجاد شود.

* بعضی اشتباهات دانش‌آموزان چشم‌پوشی شود و او مورد راهنمایی قرار گیرد.

* هدف از نوشتن به صورت خط نستعلیق برای دانش‌آموزان روشن باشد.

* دانش‌آموزان به خط زمینه دفتر و تخته کلاس توجه کنند.

* دانش‌آموزان به جهت‌های حرکت در نوشتن مانند بالابه پایین، راست به چپ و زیر خط دقت کنند.

* کودک مداد را به طور صحیح در دست بگیرد و برای نوشتن، از ابزار مناسب استفاده کند.

* با رعایت نظم و پاکیزگی صفحه دفتر خود را کثیف نکند.

* زیاد درشت و زیاد ریز ننویسد و به یک اندازه نوشتن عادت کند.

* در آغاز نوشتن از دفاتر خط‌دار استفاده کند تا بتواند در مراحل بعدی بدون استفاده از خط زمینه مطلب خود را در خطی مستقیم و درست بنویسد.

* دانش‌آموزان عادت کنند واژگان را یک‌سره و یک باره بنویسند و سپس نقطه‌های حروف هر کلمه را بگذارند.

* بهتر است تا زمانی که شاگردان به درست نوشتن عادت کنند، تکالیف خود را در کلاس و زیر نظر مستقیم معلم انجام دهند.

* دانش‌آموزان نوشتن واژگان دیگر را نیز تمرین کنند و نوشتن کلمات و رونویسی مختص به کتاب نباشد تا درست نوشتن کلمات دیگر را نیز یاد بگیرند.

* از وضع خانوادگی، مالی، فرهنگی، توانایی‌ها، حالات روحی روانی، عاطفی و بهداشتی دانش‌آموزان اطلاعات کافی در دست باشد، زیرا گاهی انگیزه‌های بدخطی ناراحتی‌های روحی  عاطفی و فرهنگی است.

*‌ یک رسم‌الخط یک دست و یکسان به خط ریز نستعلیق یا شبیه آن برای سال اول در نظر گرفته شود.

* کتب درسی با رسم‌الخط تلطیف شده خط نستعلیق چاپ شود.

* نگاه کردن به خط نستعلیق(مشق نظری) تأثیر زیادی در خوش‌نویسی دارد. بنابر این بهتر است از پایه اول دانش‌آموز با این خط آشنا شود.

* به ساعت خوشنویسی اهمیت بیشتری داده شود.

* از رسم‌الخط‌های تحریری برای تقویت مهارت دانش‌آموزان در نوشتن استفاده شود(مانند تمرین‌هایی برای پر رنگ‌کردن کلمات تحریری، کپی کردن از روی آنها جهت تمرین، شبیه‌سازی به طور مستقیم از طریق نگاه کردن(مشق نظری) و عمل سایه‌زدن).

* برای استفاده از خط نستعلیق به صورت مداوم و مستمر تأ‌کید شود.

دوشنبه بیست و هشتم دی 1388 :: 15:58 ::  نويسنده : زکیه رحیمیان

آیا لکنت زبان درمان پذیر است؟ برای درمان آن چه راهی وجود دارد؟

بله لکنت زبان درمان پذیر است و روش های مؤثری برای درمان وجود دارد که مهمترین آنها گفتار درمانی است و توسط کارشناسان این رشته انجام می شود. با این حال آنچه در درمان لکنت زبان اهمیت دارد این است که والدین بدانند (یا اطرافیان بیمار و خود فرد مبتلا) که درمان های لکنت زبان معمولاً، طولانی است و برای تمام سنین (کودکان، نوجوانان و بزرگسالان) کاربرد دارد، به شرط آنکه بپذیریم لکنت زبان هم مثل بسیاری اختلالات دیگر درمان سریع و معجزه آسایی ندارد.

بد نیست بدانید که "چرچیل" نخست وزیر موفق انگلیس و سیاستمدار معروف جهانی و بسیاری از اشخاص معروف و موفق دیگر دچار لکنت بوده اند و خللی در زندگیشان ایجاد نشده، بنابراین والدین در صورت لکنت زبان کودکشان نباید نگران باشند که شاید باعث عدم موفقیت وی در تحصیل و زندگی گردد.

نقش والدین در درمان لکنت زبان کودک چیست و اطرافیان فرد مبتلا چه باید بکنند؟

٭ در برخورد با فردی که دچار لکنت زبان است (کودک یا بزرگسال فرقی نمی کند) از بیان عباراتی مثل "سعی کن آهسته تر صحبت کنی" "نفس عمیق بکش" و "آرام باش" خودداری کنید در ضمن هرگز، جمله فرد دچار لکنت را کامل نکنید. ارتباط چشمی طبیعی را با فرد دچار لکنت حفظ کنید ... .

٭ سعی کنید خسته به نظر نرسید، فقط آرام و بطور طبیعی تحمل کنید تا جمله تمام شود. همواره با او ملایم صحبت کنید، ولی نه خیلی آرام که غیر طبیعی به نظر برسد.

٭ همچنین با رفتار و بیان خود به او نشان دهید که شما گوش می کنید که چه می گوید نه چگونه می گوید. اگر با او تلفنی صحبت می کنید، به یاد داشته باشید که او در صحبت کردن با تلفن مشکل دارد بنابراین تحمل کنید و اگر گوشی را برداشتید و صدایی نشنیدید قبل از قطع کردن مطمئن شوید که در آن سوی تلفن فردی که دچار لکنت است و سعی می کند صحبت را شروع کند نیست.

شخصی که دچار لکنت است چه باید بکند؟

چند راهکــــار در این زمینه وجود دارد، از جمله اینکــــه:

٭ فردی که دچار لکنت است علاوه بر درمان باید همیشه سعی کند آهسته و آزاد صحبت کند و حروف صدا دار را بکشد.

٭ با حرکات شل و سبک لب ها از روی کلمات بگذرد.

٭ از جایگزینی کلمات خودداری کند. فرار از برخی کلمات فقط ترس از تلفظ آن ها را بیشتر می کند.

٭ در صحبت رو به جلو برود. تکرار کلماتی که بیان شده کمکی نمی کند.

٭ ارتباط چشمی طبیعی را با مخاطب حفظ کند.

٭ گهگاه در صحبت لکنت عمدی ایجاد کند! با قطع و تکرار عمدی می توان احساس کنترل بهتری را بر روی تکلم در لحظه های حساس پیدا کرد.

٭ در جستجوی کارها و مسائلی باشد که موقع لکنت مشکل را بیشتر می کند. هر چه فرد خودش لکنتش را تجزیه و تحلیل کند بهتر می تواند هماهنگی دستگاه تکلم را برقرار کند.

٭ به یاد داشته باشد که هدفش تکلم سلیس تر و بهتر است نه تکلم بی عیب و نقص و ایده آل. حتی کسانی که هیچ لکنتی ندارند گاهی در صحبت کردن دچار مشکل می شوند.

٭ به مخاطب خود بگویند که لکنت دارند و هرگز لکنت خود را پنهان نکنند بلکه با آن مواجه شوند.

٭ اگر موقع صحبت دچار اضطراب و تنش می شوند، آن را طبیعی تلقی کنند و از آن خجالت نکشند، چون عمداً دچار لکنت نشده اند.

٭ زمان هایی که دچار لکنت بیشتر می شوند فراموش کنند و مواقعی را که در صحبت کردن موفق هستند بخاطر بسپارند.

روش‌هـــای درمانــــی

دکتر برائتی روش‌های درمانی این عارضه، ابتدا رفتار درمانی و در درجه بعد گفتار درمانی را عنوان کرد: با توجه به این که فرد دچار لکنت زبان، به مرور زمان دچار مشکلاتی از قبیل عصبانیت و پرخاشگری، گوشه‌گیری و منزوی شدن، عدم اعتماد به نفس در صحبت کردن و همچنین افت تحصیلی در مدرسه می‌شوند، در جهت درمان ابتدا بایست مشکلات رفتاری و روحی حاصل از این عارضه رفع شود و در درجه بعد به فرد دارای لکنت تمریناتی داده شود تا بتواند شمرده شمرده صحبت کند.

دکتر برائتی از دیگر روش‌های درمانی لکنت زبان را دادن مشاوره به فرد و خانواده وی در راستای افزایش اعتماد به نفس فرد و کاهش لکنت بیان نمود و ‌یادآور شد: استفاده از دستگاه لکنت شکن و تمرینات فرد برای شمردگی در صحبت کردن نیز از روش‌های درمانی مؤثرند.

خانواده‌ها از کمک به فرزند دارای لکنت خویش در گفتن کلمات خودداری نمایند و سعی کنند با تشویق کودک به صحبت کردن در جمع، اعتماد به نفس وی را بالا ببرند

یکشنبه بیست و هفتم دی 1388 :: 15:56 ::  نويسنده : زکیه رحیمیان
همهی ما می دانیم که خانواده در زندگی ما انسان ها نقشی اساسی را بازی می کند . شالوده و پایه ی اصلی رفتارهای ما در خانواده شکل می گیرد . اگر بنیه در این دوره قوی و پربار باشد ، بی تردید در مدرسه و هنگام آموزش فرزندان مشکلات کمتری خواهند داشت و اگر در خانواده فرزند کمتر با آموزش، اعم از فرهنگی، اخلاقی و اجتماعی روبرو شده باشد ، در مدرسه یا از دانش آموزان دیگر عقب تر خواهد بود و یا در یادگیری از خود ضعف نشان خواهد داد .در مورد آموزش خواندن هم این مورد مصداق دارد .اگر کودک در خانه همواره مطالعه ی پدر و مادر را ببیند ،حتما در صدد تقلید از آنها برخواهد آمد و اگر هر شب قبل از خواب قصه ای برای او گفته شود ،با گسترش دامنه ی لغات او در خواندن به او کمک بزرگی کرده ایم .چرا که هر چه قدر کودک کلمه ای را از قبل شنیده و با معنی و یا تلفظ آن آشنا باشد خواندن آن را به راحتی فرا می گیرد . این مقدمه ی طولانی را گفتم تا بدانید آموزش خواندن قبل از مدرسه توسط پدر و مادر،البته به طور غیر مستقیم شروع می شود .زیرا اگر کودک قبل از مدرسه تحت آموزش مستقیم خواندن قرار گیرد ممکن است    به روحیه ی کنجکاو و طبع تشنه ی او برای  یادگیری او لطمه وارد شود.اگر کودکی در خانواده نتوانسته فعالیتی داشته باشد ،دوره ی آمادگی بهترین دوره ای است که به او در این زمینه کمک می کند.نگاره هایی که قبل از آموزش نوشتن در اول کتاب در نظر گرفته شده ، هم به همین منظور است .

آموزش خواندن فارسی در قبل به طور جز به کل بود یعنی اول ، صدا یا آوا آموزش داده می شد بعد با تعداد صداهایی که یاد داده می شد کلمه های جدید ساخته و خوانده می شد .اما در روش جدید که بسیار روش خوبی است از کل به جز آموزش داده می شود ابتدا شکل کلی کلمات در جلوی دید دانش آموزان قرار می گیرد و با تکرار و تمرین نحوه ی درست تلفظ آن اموزش داده می شود و سپس آواهای مورد نظر توسط دانش آموزان در کلمه کشف شده و به او نوشتن آن آموزش داده می شود .این روش با به فعالیت وا داشتن دانش آموز باعث می شود تا  او خود به کشف صداها بپردازد و یادگیری در او تعمیق شود .روش خواندن بر نوشتن مقدم است و این مهم ترین چیزی است که ما از کودک می خواهیم . به علاوه قوه ی ابتکار معلم در این روش بسیار بالا است و می تواند کلماتی بیش از کتاب در اختیار شاگرد قرار دهد. یک نمونه از یک روش تدریس خواندن را در ذیل توضیح می دهم .

 نگاره ی یک  :   در خانه

فعالیت معلم :  عکس هایی از اعضای خانواده و وسایل مربوط به خانه و یا خانواده را ( کلمات کلیدی ) تهیه کرده وهر قطعه  عکس را به سه قسمت مختلف ( به دلخواه ) می بُرد .

-                     در پشت هر قطعه عکس مربوط به یک شکل واحد ، یک نماد قرار می دهد . مثلا شکل امین را که به سه قسمت تقسیم کرده در پشت این سه قطعه  پازل، یک ستاره می کشد و در شکل بعدی مثل مادر در پشت تکه های آن نماد قلب را قرار می دهد.

-                     این پازل ها را بین دانش آموزان تقسیم می کند .

-                     از دانش آموزان می خواهد که با توجه به نماد پشت پازل ها هم گروهی خود را پیدا کنند. ( به این ترتیب گروه های سه نفره خواهیم داشت )

-                     دانش آموزان را راهنمایی می کند تا با گروه خود در یک جا بنشینند ، تا بتوانند با هم مشورت کنند .

-                     از دانش آموزان می خواهد بتوانند پازل را مرتب کنند و به شکل مورد نظر برسند .

-                     از سرگروه ها بخواهد در مورد شکل پیدا شده بعد از مشورت با هم گروهی های خود بیشتر توضیح داده ( برای شاگردان ) و نام آن را بگوید .

-                     دانش آموزان را راهنمایی کند تا به نگاره  با دقت نگاه کنند و در مورد تصاویر آن با یکدیگر گفتگو کنند .

-                     در مورد تصاویر ونام آن ها از بچه ها بپرسد .

-                     تلفظ صحیح هر کلمه را برای دانش آموزان بیان کند .

-                     به هنگام نشان دادن تصاویر کلیدی  ( مادر – پدر – امین – آزاده  -  کفش  -  کیف ) همزمان به اسم تصویر و تصویر اشاره کند . ( در این جا نباید این طور تصور شود چون دانش آموز ، صداها را نیاموخته پس احتیاجی به اشاره به کلمه نیست .بلکه آن قدر باید این کار را تکرار کرد تا شاگردبه طور ناخود آگاه با استفاده از تکرار و تمرین، کلمه ی مورد نظر را شناخته و آن را بخواند. معمولا بیشتر بچه ها کلمه ی بابا را زودتر شناخته و با دیدن این کلمه آن را می خوانند .)    

   بیان کلماتی که هم پایان و هم آغاز هستند از نگاره ی سه و چهار آغاز می شود.

فعالیت دانش آموز :

o       پازل را از معلم تحویل گرفته و به نماد پشت آن توجه می کند .

o       با توجه به نماد پازل خود به دنبال هم گروهی خود می گردد.

o       با دوستان هم گروهی خود در یک قسمت نشسته و با مشورت یکدیگر یک نفر را به عنوان سر گروه انتخاب می کند .( این کار در درس های بعدی باز هم تکرار می شود و دانش آموزان به طور اتفاقی در هر دوره یک گروه جدید تشکیل می دهند و این کار باعث می شود تا شاگردان کم رو  و خجالتی هم وارد فعالیت شوند و با مشورت و صحبت در گروه اعتماد به نفس آن ها تقویت می شود .)

o       با کمک دوستان خود عکس مورد نظر را پیدا کرده و تکه های آن رابه هم می چسباند .

o       در مورد عکس با دوستانش در گروه گفتگو می کند.

o       عکس را پای تابلو می چسباند.

o       خود یا سرگروهش در مورد عکس مورد نظر و اسم آن برای گروه های دیگر توضیح می دهد. ( مشورت در گروه باعث می شود اطلاعات شاگرد بیشتر شده و تلفظ صحیح کلمه را بهتر یاد بگیرد .)

o       کتاب بخوانیم را باز کرده و در مورد تصویر نگاره با هم گروهی هایش گفتگو می کند .

o       اسم چیز هایی را که در شکل می بیند را بیان می کند .

o       به سؤالات معلم پاسخ می دهد. http://mina1379.blogfa.com/

o       با توجه به شکل هر تصویر اسم آن ها را گفته و به شکل نوشتاری آن هم توجه می کند .

o       در مورد کاری که اعضای هر خانواده انجام می دهند ، توضیح می دهد.

 این ها مقدمه ای برای بهتر خواندن و آموزش آن است . هر معلم برای خودش ابتکاری برای تدریس دارد یا به عبارتی به اندازه ی معلمان دنیا روش تدریس وجود دارد .  برای آموزش نوشتن از بخش بعد درس فارسی یعنی نشانه ها شروع می کنیم .به یاد داشته باشید معلم فقط باید بچه ها را راهنمایی کند و از دادن پاسخ مستقیم بپرهیزد .سؤال با روش ها گوناگون از بچه ها بپرسد تا خودشان به جواب برسند. به هنگام فعالیت گروه ها به کار ان ها نظارت کند

پنجشنبه بیست و چهارم دی 1388 :: 15:54 ::  نويسنده : زکیه رحیمیان

کارنامه ی توصیفی درس هنر دوره ی ابتدایی

سازمان آموزش وپرورش استان :                         ناحیه/ منطقه :                                  سال تحصیلی :

کد مدرسه :            نام مدرسه :             شماره ی صفحه ی امتحانات :                 شماره ی ردیف دانش آموز :

 

ردیف

موضوع

نوبت اول

نوبت دوم

درحد

انتظار

نزدیک به حد انتظار

نیاز به تلاش

بیشتر

درحد

انتظار

نزدیک به حدانتظار

نیاز به تلاش

بیشتر

1

نقاشی

2

کاردستی

3

تربیت شنوایی

4

قصه

5

نمایش

6

مهارت های فرایندی

نظرمعلم در نوبت اول :

نام و امضای معلم                                                مهر و امضای مدیر مدرسه

نظر معلم در نوبت دوم :

نام و امضای معلم                                     مهر وامضای مدیر مدرسه

 
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است |طراحی : پیچک
 
  • فایاکس
  • بن تن